شب جمعه!
انتشار اشعار شما در چکامه چکامه در اینستاگرام کتاب قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معینکتاب جزء از کلدیوان بدون سانسور ایرج میرزاکتاب نفیس رازهایی درباره زناننسخه کامل کفرنامه کارورمان صد سال تنهایی مارکزدیوان بدون سانسور فروغ فرخزادمجموعه نفیس “چگونه شاعر شویم؟”مجموعه 150 شعرگرافی خاصمجموعه نفیس 100 شعر اروتیک فارسی
امشب شب جمعه ست، جمعه! و تو غمگینی
من در کنارت هستم و من را نمی بینی
هـی عکسها دور سرت در گریه می گردند
آهنگران،چمران، جهان آرا و آوینی
یادت میاید: قرمه سبزی دوست دارم با...
از انعکاس عکس گنگت داخل سینی
احمد، پدر را اشتباهی محض می داند
خط می زند زهرا مرا از دفتر دینی!
تو مثل سابق پیش من در چادری گلدار
با آن دهان و چشم و ابرو و لب و بینی
در رکعت سوّم به شک افتاده ای انگار
و پشت شیشه می زند باران سنگینی!
دارند می پوسند با تو ،با زمان ،با عشق
بر روی میزِ کار من گلهای تزئینی
از من چه مانده جز دو تا تصویر بر دیوار
یک رادیو ،یک خاطره، یک فرشِ ماشینی
شـبها میان سجده می آیی به آغوشم
اما نمی فهمد تو را این شهر پایینی!
تا صبح گریه می کنم در عطر موهایت
سر را که بالا می کنی من را نمی بینی...
چکامه