دارد قطار فاجعه نزدیک می شود!
انتشار اشعار شما در چکامه چکامه در اینستاگرام کتاب قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معینکتاب جزء از کلدیوان بدون سانسور ایرج میرزاکتاب نفیس رازهایی درباره زناننسخه کامل کفرنامه کارورمان صد سال تنهایی مارکزدیوان بدون سانسور فروغ فرخزادمجموعه نفیس “چگونه شاعر شویم؟”مجموعه 150 شعرگرافی خاصمجموعه نفیس 100 شعر اروتیک فارسی
این روزها که آینه هم فکر ظاهر است
هرکس که گفته است خدا نیست، کافرست
با دیدن قیافه این مردمان ِ خوب
باید قبول کرد که گندم مقصّر است!
آن سایه ای که پشت سرت راه می رود
گرگی مخوف در کت و شلوار عابر است
کمتر در این زمانه به دل اعتماد کن
وقتی گرسنه مانده به هر کار حاضر است
شاعر فقط برای خودش حرف می زند
در گوشه اتاق فقط عکس پنجره ست
آن جاده و غروب قشنگی که داشتیم
حالا نماد فاصله در ذهن شاعر است
در این دیار، آمدن نو بهـار پوچ
تنها دلیل رفتن مرغ مهاجر است
دارد قطار فاجعه نزدیک می شود
بمبی هنوز در چمدان مسافر است
چکامه