وکیل پایه یک دادگستری!
انتشار اشعار شما در چکامه چکامه در اینستاگرام کتاب قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معینکتاب جزء از کلدیوان بدون سانسور ایرج میرزاکتاب نفیس رازهایی درباره زناننسخه کامل کفرنامه کارورمان صد سال تنهایی مارکزدیوان بدون سانسور فروغ فرخزادمجموعه نفیس “چگونه شاعر شویم؟”مجموعه 150 شعرگرافی خاصمجموعه نفیس 100 شعر اروتیک فارسی
یک هیچ ادکلن زده با موی فرفری
شاید وکیل پایه یک دادگستری!
دارد دفاع می کند از دختری که نیست
اسمش پری، نه! از همه ی جنبه ها پری!
از یک نگاه ساده و معصوم مثل گرگ
یک مشت موی سرزده از زیر روسری
از دختری که گفته به این هیچ عاشقست
از دختری که رفته با مرد دیگری
لیلای قصه خط زده کل کتاب را
پیدا نموده شاید مجنون بهتری!
رو می کند به سمت تماشاچیان وکیل
فریاد می زند که تو دختر مقصری؟!
دختر فقط عروسک بازی زندگی ست...
تو مرده ای به خاطر این جرم : دختری!
دیگر به اختیار خودت نیست ماندن و...
وقتی که از تمامی خود رنــج می بری
حس می کنی گرفته دلت از هر آنچه نیست
می خواهی آسمان را بالا بیاوری...
قاضی نگاه می کند آرام و مرگبار
به دادگاه و صندلی پیر داوری
از خود سوال می کند آیا نمی شود
آیا نمی شود که از این جرم بگذری؟
رو می کند به سمت وکیل در آینه
با یک نگاه خسته و یک جور دلخوری
شاهد:خودش دلیل :خودش حکم:زندگی
قاضی:خودش وکیل:خودش متهم:پری
چکامه