افسانه!
انتشار اشعار شما در چکامه چکامه در اینستاگرام کتاب قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معینکتاب جزء از کلدیوان بدون سانسور ایرج میرزاکتاب نفیس رازهایی درباره زناننسخه کامل کفرنامه کارورمان صد سال تنهایی مارکزدیوان بدون سانسور فروغ فرخزادمجموعه نفیس “چگونه شاعر شویم؟”مجموعه 150 شعرگرافی خاصمجموعه نفیس 100 شعر اروتیک فارسی
صبح، طرح مجازی عرفان!
عصر، ژل می زنم به گیسویم!
می نویسم هرآنچه می خواهند
هرچه که خواستند می گویم
عشق، دیوانگیِ اصلِ من است
شکلی از اعتراض نسل من است
عشق من مثل خرس می خوابد
توی جوراب های بدبویم!
شبِ تنها به «جمع»، سر شده ام
«جبرِ» از صبر بیشتر شده ام
خوابِ در ترس «ضربدر» شده ام،
بیش از اینها «حساب» کن رویم!
اولِ شعر شورت من افتاد
آخر شعر فحش خواهم داد
بعد با الکل 90 درجه
دهنم را قشنگ می شویم!
خواندم «افسانه ی شجاعان» را...
هبچ کاری نکرده و مردند!
گرچه افسانه دختر خوبی ست!
افتخاری ست اینکه ترسویم
مدل لنز هشت مارس منم!
ریده توی خلیج فارس منم!
بعد پیتزا و س ک س و سیگاری
عاشق چای قند پهلویم
خواهرم فکر دوزشِ پرده،
خانه را موش و سوسک پر کرده
شعر می گویم از لب ساقی،
در پی چشم های آهویم
دوستِ خوب و پاره ی تنم است،
اکبرآقا که فاسق زنم است
میوه را پوست می کند هر شب،
غیرتم در کنار چاقویم
شبِ گریه از اینهمه خوشحال!
شبِ تن دادنِ به لحظه ی حال
پای یک منقل بدون ذغال
می نشینم و شعر می گویم...
چکامه